![]() |
![]() |
|
| هيچي |
|
عشق، تنها آزادی در دنیاست، زیرا چنان روح را تعالی میبخشد که قوانین بشری و پدیدههای طبیعی مسیر آن را تغییر نمیدهند. جبران خلیل جبران
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 14 آبان1386ساعت 12:3 PM توسط فهیمه |
|
|
در آن ستاره كسيست كه نيمه شبها همراه قصههاي من است ستارههاي سرشك مرا، كه ميبيند به رمز و راز و نگاه و اشاره ميپرسد كه آن غبار پريشان چه جاي زيستن است؟ در آن ستاره كسيست كه در تمامي اين كهكشان سرگردان چو قتلگاه زمين، دوزخي نديده هنوز چنين كه از لب خاموش اشك او پيداست ميان دوزخيان نيز، كارگاه قضا شكستهبالتر از ما نيافريده هنوز
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 9 آبان1386ساعت 10:33 AM توسط فهیمه |
|
|
من كه امروز، در باغ گيتي چون درختي همه برگ و بارم رنجهاي گران پدر را
با كدامين زبان پاس دارم سر به پاي پدر ميگذارم
جان به راه پدر ميسپارم ياد جان سوختنهاي مادر لحظهاي از وجودم جدا نيست پيش پايش چه ريزم؟ كه جان را
قدر يك موي مادر بها نيست او خدا نيست، اما وفايش كمتر از لطف و مهر خدا نيست..... فریدون مشیری
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 9 آبان1386ساعت 10:10 AM توسط فهیمه |
|
|
ديرگاهيست كه روشن نكند دختر ماه ــ دشت تاريك مرا همه جا خاموشي است واي تاريكي و تنهائي،دردانگيز است چه شد آن شور بهار؟ چه شد آن گرمي عشق؟ همه جا پائيز است كوه تا كوه به گرد سر من اندوه است دشت تا دشت به پيش نگهم نوميديست سينه ام از غم بي عشقي و بي همنفسي لبريز است. *** دختر پاك نسيمي كه هما غوشم بود در دل دشت گريخت
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1 آبان1386ساعت 2:12 PM توسط فهیمه |
|
|
مادر!من از كشاكش اين عمر رنج زاي ـــ بيمار خسته جان به پناه تو آمده ام دور از تو هر چه هست، سياهيست ، نور نيست من در پناه روي چو ماه تو آمده ام مادر ! مرا ببخش
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 30 مهر1386ساعت 9:58 AM توسط فهیمه |
|
|
لحظه ديدار لحظه ديدار نزديك است . باز من ديوانه ام، مستم . باز مي لرزد، دلم، دستم . باز گويي در جهان ديگري هستم . هاي ! نخراشي به غفلت گونه ام را، تيغ ! هاي ! نپريشي صفاي زلفم را، دست! آبرويم را نريزي، دل ! - اي نخورده مست - لحظه ديدار نزديك است
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 29 مهر1386ساعت 2:32 PM توسط فهیمه |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 29 مهر1386ساعت 2:16 PM توسط فهیمه |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 29 مهر1386ساعت 2:14 PM توسط فهیمه |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 29 مهر1386ساعت 2:12 PM توسط فهیمه |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 29 مهر1386ساعت 2:8 PM توسط فهیمه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
بگذر زمن اي آشنا چون از تو من ديگر گذشتم
ديگر تو هم بيگانه شو چون ديگران با سرگذشتم مي خواهم عشقت در دل بميرد مي خواهم تا ديگر در سر يادت پايان گيرد هر عشقي مي ميرد ، خاموشي مي گيرد عشق تو نمي ميرد باور كن بعد از تو ديگري در قلبم جايت را نمي گيرد |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1386 مهر 1386 مرداد 1386 مهر 1383 |
| پیوندها |
|
عكس هاي ديدني |
|
RSS
|